سيد محمد عبد الحسيب بن سيد أحمد العلوي العاملي

160

قواعد السلاطين ( فارسى )

شتاب زدن چون تير آمده كه از كمان بيرون رود ، باز نتوان آورد ؛ و آهستگى چون شمشير آمده . چون ارادهء كار فرمودن داشته ، به كار برد ، و اگر واگذارد ، ضررى متوجّهش نشود . و چون خفّت و نقيض حلم و « 1 » مزاج حكّام غالب آيد ، توقّف در اوامر نمايند و صورت عاقبت آن را در آيينهء فكرت بازيابند . صرّافان نقود اخبار به الفاظ درربار گوهرنثار آورده‌اند كه : اردشير - كه يكى از سلاطين روزگار و پادشاهان كامكار بود - بفرمود تا كه بر سه رقعه سه خطّ نقش بستند و به يكى از غلامان خاصّهء خود سپرد ، و گفت : در مجلسى كه نشانهء تغيّر مزاج بر ناصيهء من ظاهر گردد ، و اثر خشم و غضب در چشم و روى من پديد آيد ، پيش از آن‌كه حكم به وقوع رسانم ، يك « 2 » رقعه بر من عرض كن ؛ اگر مشاهده نمايى كه آتش غضب فروننشست ، متعاقب آن ، رقعهء دوم را به مدد فرست و اگر احتياج افتد ، رقعهء سيم را به نظرش درآورد . « 3 » و مضمون رقعهء اوّل اين بود كه : تأمّل كن و عنان ارادت را در قبضهء نفس امّاره مسپار كه تو مخلوقى عاجز ، و خالقى قوى هست كه تو را از نيست هست كرد . و فحواى رقعهء دوم آن‌كه تأنّى پيش آر با زيردستان كه وديعهء پروردگارند ؛ به شتابكارى معامله مكن ، و بر ايشان كه مغلوب تواند رحم كن ، تا آن كه بر تو غالب باشد به مكافات آن بر تو رحمت كند . و بر رقعهء سيم نوشته بود كه : در اين حكم كه خواهى كردن ، از شرع تجاوز مكن و از انصاف درمگذر . نظم توسنِ خود تند مساز آنچُنان * كش نتوان بازكشيدن عنان حُكم چنان كن كه ز روىِ نَسَق * راست بود حكمِ تو با حكمِ حق پس چون فوارّهء خشم در غليان آيد و هواجس نفس امّاره و وساوس شيطان

--> ( 1 ) . كذا . احتمالا : بر . ( 2 ) . س : بيك . ( 3 ) . كذا در س .